تبليغاتX
به نام او که اگر حکم کند همه محکومیم

به نام او که اگر حکم کند همه محکومیم

هر چی تو بخوای

  

 تو ۱۰ ثانیه ۲ را پیدا کن.. 

❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶

❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶

❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶

❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶

❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶

❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶

❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶

❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶

❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❷❶

❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶

❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶

❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶

❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶❶  

+نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1390ساعت22:2توسط فرخنده | |

دانشجوي تازه وارد : هالوي خوش شانس

دانشجويان ساكن خوابگاه : جنگجويان كوهستان

وام تحصيلي : خيال واحي

خانواده دانشجويان : بينوايان

دانشجوي مدل رپي : الو، الو، من جوجوام

انتخاب درس افتاده : زخم كهنه

اولين امتحان : آخرين شب آرامش

مراقبين امتحان : سايه عقاب

تقلب : عمليات سري

روز دريافت كارنامه : روز واقعه

اعتراض دانشجو : بايكوت

اعتراض براي كيفيت غذا : مي خواهم زنده بمانم

دانشجوي اخراجي : مردي كه به زانو در آمد

آينده تحصيل كرده : دست فروش

رئيس دانشگاه : مرد نامرئی

آشپزهاي سلف سرويس : هفت سامورائي

دانشجويي كه تغيير رشته داده : بازنده

غذاي دانشگاه : خورشت كافور

كتابخانه دانشگاه : خانه عنكبوتي

علت نيافتن بعضي از دانشجويان : رابطه پنهان

التماس براي نمره : اشك كوسه

ترم آخر : بوي خوش زندگي

تصويه حساب : خط پايان

عمر دانشجو : بر باد رفته

حراست دانشگاه : كاراگاه گجت

+نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت12:39توسط فرخنده | |

اعتراف میکنم بچه که بودم همیشه دلم میخواس یه جوری داداش کوچیکمو سر به نیس کنم! رفتم بقالی مرگ موش بگیرم آقاهه که میدونس چه فسقل مشنگیم بجاش آرد بهم داد منم ریختم تو قابلمه نهار! سر سفره وقتی همه شروع کردن به خوردن یهو گریه*ام گرفت! با چشای خیس تا ته غذامو خوردم ک همه با هم بمیریم!!!!!!!

اعتراف میکنم تا سنه ۱۳-۱۲ سالگی تحت تاثیر حرفای مادربزرگم که خیلی تو قید و بند حجاب بود با روسری می*شستم جلوی تلویزیون مخصوصا از ایرج طهماسب خیلی خجالت میکشیدم. زیاد میخندید فکر میکردم بهم نظر داره!!

سوار اتوبوس شدم، رفتم تو، قسمت آقایون پیش یه آقایی نشستم و از خستگی خوابم برد، نزدیک مقصد دیدم زانوم درد میکنه فهمیدم آقایه کناری ۳-۲ بار با کیفش کوبیده تو پام تا بیدارم کنه چون میخواست پیاده بشه و من جلوش رو گرفته بودم، خیلی شاکی نگاش کردم، راننده هم بالا سرم بود. آقاهه گفت : ببخشید خانم ۵ بار صداتون کردم نشنیدین، ترسیدیم.

اعتراف میکنم برای اینکه ضایع نشم که مثل خرس خواب بودم وانمود کردم که کَر هستم و با زبون کر و لالی و طلبکارانه عصبانیتم رو نشون دادم، مرد بیچاره اینقدررررر ناراحت شده بود ۱۰ دفعه با دست و ایما و اشاره از من معذرت خواهی میکرد!!



اعتراف میکنم دوره دبستان امتحان جغرافی داشتیم یه سوالش این بود: تنها قمر کره زمین؟ من هم با اطمینان کامل نوشتم قمر بنی هاشم!!!


اعتراف میکنم بچه که بودم با دختر و پسر خاله هام لباس کهنه میپوشیدیم میرفتیم گدایی با درامدش بستنی میگرفتیم که همسایمون مارو لو داد و کتک خوردیم!!


سوم دبستان که بودم یه روز معلممون مدرسه نیومد منم ظهرش رفتم در خونشون که یه کوچه بالاتر از ما بود تکلیف شبمو ازش گرفتم.



اعتراف میکنم بچه که بودم..جو گیر بودم نماز بخونم….بعد چادر گل منگولیمو میذاشتم مهرم میذاشتم رو به قبله وا میستادم شروع میکردم به نماز خوندن…اما جای سوره ها شعر کلاه قرمزیو می خوندم….>>>آقای راننده…آقای راننده…یالا بزن توو دنده..



شما هم بیاین با صداقت اعتراف کنید
Big Grin


http://www.funjok.com/forum/showthread.php?tid=371

+نوشته شده در چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت23:28توسط فرخنده | |

تا حالادقت کردین در کارتونهای زمان بچگیمون تارزان لخت بود، سیندرلا 12 شب به بعد میومد خونه، پینوکیو دروغ میگفت، بتمن با سرعت بالای 200 مایل بر ساعت رانندگی میکرد سفیدبرفی توی یه خونه با هفت تا مرد زندگی میکرد و پاپای پیپ میکشید و تتو داشت...

پس تقصیر جوونامون نیست.الگوهاشون مورد داشتن...

+نوشته شده در چهارشنبه ششم مهر 1390ساعت19:50توسط فرخنده | |

کودکی به مامانش گفت، من واسه تولدم دوچرخه می خوام. دنی پسر خیلی شری بود. همیشه اذیت می کرد. مامانش بهش گفت آیا حقته که این دوچرخه رو برات بگیریم واسه تولدت؟
...
دنی گفت، آره. مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده .

نامه شماره یک

سلام خدای عزیز

اسم من دنی هست. من یک پسر خیلی خوبی بودم و حالا ازت می خوام که یه دوچرخه بهم بدی .

دوستار تو

دنی

دنی کمی فکر کرد و دید که این نامه چون دروغه کارساز نیست و دوچرخه ای گیرش نمی یاد. برا همین نامه رو پاره کرد.

نامه شماره دو

سلام خدا

اسم من دنیه و من همیشه سعی کردم که پسر خوبی باشم. لطفاً واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده .

دنی

اما دنی یه کمی فکر کرد و دید که این نامه هم جواب نمی ده واسه همین پارش کرد.

نامه شماره سه

سلام خدا

اسم من دنی هست. درسته که من بچه خوبی نبودم ولی اگه واسه تولدم یه دوچرخه بهم بدی قول می دم که بچه خوبی باشم.

دنی

دنی کمی فکر کرد و با خودش گفت که شاید این نامه هم جواب نده. واسه همین پارش کرد. تو فکر فرو رفت. رفت به مامانش گفت که می خوام برم کلیسا. مامانش دید که کلکش کار ساز بوده، بهش گفت خوب برو ولی قبل از شام خونه باش.

دنی رفت کلیسا. یکمی نشست وقتی دید هیچ کسی اونجا نیست، پرید و مجسمه مادر مقدس رو کش رفت ( دزديد ) و از کلیسا فرار کرد.

بعدش مستقیم رفت تو اتاقش و نامه جدیدش رو نوشت.

نامه شماره چهار

سلام خدا

مامانت پیش منه. اگه می خواییش، واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده....!!

دنی

+نوشته شده در یکشنبه دوم مرداد 1390ساعت1:14توسط فرخنده | |

کودکی را گفتند عشق چیست؟خنده ای کرد و گفت:بازی

نوجوانی را گفتند عشق چیست؟گفت: با دوستان بودن

جوانی را گفتند عشق چیست؟گفت:پول و ثروت

پیرمردی را گفتند عشق چیست؟گفت:عمر!

به عاشقی گفتند عشق چیست؟چیزی نگفت و آهی کشید و گریست

به پروانه گفتند عشق چیست؟گفت: از من زیباتر

به گل گفتند عشق چیست؟گفت:از من خوشبوتر

به آتش گفتند عشق چیست؟گفت:از من سوزنده تر

به عشق گفتند آخر تو چه هستی؟؟

گفت نگاهی بیش نیستم..

+نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم تیر 1390ساعت1:1توسط فرخنده و مهشيد | |

ین هم از خوشگل ترین رقاص دوره قاجاریه که رقاص مخصوص ناصر الدین شاه بود !

رقاص ایرانی در سال ۱۲۸۸ قاجاریه:
در زمان قاجار نوازندگان و رقصنده گان را "عمله طرب" میخواندند که در مراسم آشپزان, میهمانی ها و عروسیها شرکت میکردند. دسته دیگر را" مطرب" میخواندند که مشهور ترین آنها در دوره ناصرالدین شاه "دسته موًمن کور" بود که خود و همسرش ضرب ودف مینواختند و دو دخترش یکی ارگ دستی و دیگری در رقص مهارت داشت. دیگر" سلطان خانم" که رقاصه مادر ناصرالدین شاه جهان خانم بود.

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم فروردین 1390ساعت3:8توسط فرخنده | |

اگر در مورد برخی اصطلاحات سیاسی اطلاعی ندارید این مطلب طنز خیلی می تونه کمک کنه به درک بعضی از مفاهیم

سوسیالیسم: دو گاو دارید. یکی را نگه می دارید. دیگری را به همسایه خود می دهید.

کمونیسم: دو گاو دارید.دولت هر دوی آن ها را می گیرد تا شما و همسایه تان را در شیرش شریک کند.

فاشیسم: دو گاو دارید.شیر را به دولت می دهید. دولت آن را به شما می فروشد.

کاپیتالیسم: دو گاو دارید.هر دوی آن ها را می دوشید.شیرها را به زمین می ریزید تا قیمت ها همچنان بالا بماند.

نازیسم: دو گاو دارید.دولت به سوی شما تیراندازی می کندو هر دو گاو را می گیرد.

آنارشیسم: دو گاو دارید.گاوها شما را می کشند و همدیگر را می دوشند.

سادیسم: دو گاو دارید. به هر دوی آن ها تیر اندازی می کنید و خودتان را در میان ظرف شیر ها می اندازید.

آپارتاید: دو گاو دارید. شیر گاو سیاه را به گاو سفید می دهید ولی گاو سفید را نمی دوشید.

دولت مرفه: دو گاو دارید. آن ها را می دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می دهید.

بوروکراسی: دو گاو دارید.برای تهیه شناسنامه آن ها 17 فرم را در 3 نسخه پر می کنید ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید.

سازمان ملل: دو گاو دارید.فرانسه شما را از دوشیدن آن ها و آمریکا و انگلیس گاو ها را از شیر دادن به شما وتو می کنند. نیوزلند رأی ممتنع می دهد.

ایده آلیسم: دو گاو دارید، ازدواج می کنید. همسر شما آن ها را می دوشد.

رئالیسم: دو گاو دارید. ازدواج می کنید. اما هنوز خودتان آن ها را می دوشید.

متحجریسم:دو گاو دارید. زشت است گاو را بدوشید.

فمینیسم: دو گاو دارید.حق ندارید گاو ماده را بدوشید.

پلورالیسم: دو گاو نر و ماده دارید هر کدام را بدوشید فرقی نمی کند.

لیبرالیسم:دو گاو دارید. آن ها را نمی دوشید چون آزادیشان محدود می شود.

دمکراسی مطلق: دو گاو دارید.از همسایه ها رأی می گیرید که آن ها را بدوشید یا نه.

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390ساعت2:2توسط فرخنده | |

سلامت نیوز: دانشمندان موفق شدند برای اولین بار تصاویر 3 بعدی با جزییات کامل از ویروس اچ آی وی ثبت کنند.

تصاویر مربوط به ویروس اچ آی وی، در مسابقه بین المللی تصویرسازی علم و مهندسی سال 2010 مقام اول را از آن خود کرد.


ایوان کونستانتینوف که رهبری یک گروه تحقیقاتی از روسیه را بر عهده دارد، در مورد چگونگی تهیه این تصاویر می گوید: گروه ما پس از بررسی صدها نشریه علمی معتبر، مطالب مرتبط با این ویروس را جمع آوری کرد.
این تصاویر به صورت دورنگ ثبت شده و در آنها حمله ویروس های اچ آی وی با رنگ نارنجی و آمیخته شدن آنها با سیستم ایمنی بدن به رنگ خاکستری نمایش داده شده است.
کونستانتینوف عقیده دارد که روش نمایش 3 بعدی از ویروس ها، می تواند کمک بزرگی به علم پزشکی کند.

+نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت16:16توسط فرخنده | |

تصاويری كه در ادامه مطلب مشاهده می فرماييد از اين مراسم لهو لعب گرفته شده است ..


اكثر دختر و پسرهای حاضر در اين پارتی در زمان دستگیری در حالت زننده ای در كنار هم خوابيده بودند ..

ادامه مطلب

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم بهمن 1389ساعت21:31توسط فرخنده | |